مرتضى مطهري

390

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ولى همين ترك لذت مباح و حلال اگر به منظور صحيح و معقول باشد ، مندوب و فضيلت است . اكنون بايد ببينيم چه منظورها و هدفهايى است كه مشروط به تنزه از لذات مادى است و اساساً چنين هدفهايى كه به چنين وسيله اى نيازمند باشد وجود دارد يا ندارد و آيا اسلام چنان هدفهايى را به رسميت مىشناسد يا نمىشناسد ( 1 ) اينك توضيح آن هدفها : 1 . ايثار و مقدم داشتن غير بر خود ( 2 ) و اين يكى از عاليترين شئون انسانى است . البته ايثار در شرايطى است كه نيازمندانى وجود داشته باشند * ( ( و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة ) ) * . انسانهاى ايثاركننده كه سير مىكنند و گرسنه مىمانند ، نمىپوشند و مىپوشانند ، نمىخورند و مىخورانند ، راحت نمىكنند و راحت مىرسانند ، لذت نمىبرند و لذت مىرسانند ، مىسوزند و روشن مىكنند ، نمىخوابند تا ديگران بياسايند ، به بستر نرم نمىروند تا ديگران در بستر نرم بخوابند ، انسانهاى شكوهمند و باعظمتاند و احترام ديگران را جلب مىكنند . 2 . ترك تنعم ( 3 ) براى ابراز همدردى و همسطحى با ضعفاى امت . ابراز همدردى ، ولى به اين صورت به تخفيف آلام دردمندان كمك مىكند . مىدانيم كه مستمند و فقير دو نوع درد دارد : يكى درد نادارى و تهيدستى و دستنارسى به اوّليات زندگى از غذا و لباس و مسكن و مدرسه و دارو و غيره ، و ديگر رنج روحى از همسطح نبودن با ديگران . بشر نمىتواند ببيند كه حريفان بنوشند و بپوشند و بخندند و قهقهه زنند و او نظاره كند . مواسات و مؤاخات و تراحم اجتماعى و مبادلهء عواطف ايجاب مىكند كه انسان خود را در غم شريك ديگران قرار دهد و وقتى كه نمىتواند آنها را در سطح خود بياورد ، خودش عملًا در سطح آنها زندگى كند

--> ( 1 ) اين فلسفه را مىتوان با فلسفهء شمارهء 1 يكى كرد . ( 2 ) . رجوع شود به ورقه هاى يادداشت فلسفهء زهد . ( 3 ) . رجوع شود به ورقه هاى يادداشت فلسفهء زهد .